۲۰۰۹/۹/۲

بازي سر نوشت


دکتر علی شریعتی : « کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود آن هم به سه دلیل؛ اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید . و سوم – که از همه تهوع آور بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت! … چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ، آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه : زن داشتم ،سیگار می کشیدم وکچل شده بودم. وتازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران که ابراز انزجار می کند ممکن است در خودش بوجود آید.

۲۰۰۹/۸/۲۸

عصر يخبندان

گاهي فكر مي كنم اگر ما در عصر يخبندان به سر مي بريم چرا يخچال هاي بزرگ در حال آب شدن هستند امروز وقتي تلوزيون را روشن كردم يك كارشناس محيط زيست به صورت كاملن جدي به سياستمداران هشدار داد كه تا سال هاي آينده سطح آب بالاتر خواهد آمد اين در حالي ست كه سياستمداران سرشان را مثل كبك زير برف كرده اند و با سرسختي در فكر منافع خود هستند. راستي فكر كرده ايد اگر همين رويه شكلي روتين پيدا كند و گرماي زمين به همين شكل فزاينده افزايش پيدا كند دچار چه بحراني عظيمي خواهيم شد آن وقت مجبوريم هر صبح كه از خواب بيدار مي شويم با پريان دريايي صبحانه را ميل كنيم و شب را با غواصاني سپري كنيم كه مي خواهند زير آب دريا را بزنند" من نيز نمي دانم حوادث كره زمين روزي به كجا خواهد كشيد حتم دارم شما نيز نمي دانيد!

۲۰۰۹/۷/۲۹

روزهايي كه از دست مي روند

با تمام خستگي و روزهاي نا ميموني كه در اين چند هفته ي اخير سپري كرديم تصميم گرفتيم براي مدتي بيرون بزنيم و خودمان را به آرامش طبيعت بسپاريم ؛ با ذهني نا آرام به جاده زديم و مسيرمان جايي جز دريا نبود. دلتنگي هاي ما در چند خط خلاصه مي شد يا در چند عبارت ساده اي كه بتوان آن را به زبان آورد. هوا گرم بود به خصوص هواي دم كرده و شرجي "رشت" اما بندر انزلي تا حدودي خنك بود شايد دريا و صداي امواج چنين تصوري را در ما ايجاد كرده بود. شب را با تمام خستگي در رشت مانديم پشه هاي سمج امان مرا بريده بودند هر طرف كه مي رفتي بيخ گوش آدم وز وز مي كردند در طول راه سگ هاي ولگرد سر به سر هم مي گذاشتند انگار از سرنوشت غم انگيز خود به تنگ آمده بودند و با صداي امواج مي دويدند و پارس مي كردند. شن هاي گرم در ميان انگشت هايم حس عجيبي را ايجاد مي كرد وقتي با پاي برهنه روي شن هاي گرم قدم مي گذاشتم چيزي در دورنم آب مي شد و آسمان در نظرم آن قدر پائين بود كه مي توانستم ، ستاره اي را برگزينم. اما محمد رو به دريا خاموش نشسته بود و هيچ نمي گفت. موبايلم زنگ خورد با تنبلي و بي ميلي به سمت صدا خيز برداشتم علي رضا بود قرار شد در مازندران به يكديگر ملحق شويم به راه افتاديم لاهيجان _ لنگرود و 20 كليومتر رامسر... خداي من چقدر اين آرامش " جواهر ده " را دوست داشتم آواز پرنده و رودخانه اي كه از ميان جنگل مي گذشت چنان آرام بخش بود كه تمام غصه هايم را فراموش كرده بودم و اين نظم طبيعت و راز پنهاني كه در پشت درخت ها بود مرا متحير مي كرد. آتش گرمي را به پا كرديم و لحظات خوبي را در نگاه يكديگر جستجو كرديم و آن شادي را يافتيم. مقصد نهايي ما نوشهر بود "حسين شريفيان" از دوستان خوب و مهربان قرار شد در بابلسر ويلايي برايمان كرايه كند اما از بد روزگار ماشين مشكل پيدا كرد و نا خواسته ساعتي را در رامسر مانديم. موبايلم دوباره زنگ خورد دوباره علي رضا بود با صدايي كه كاملن نا مفهوم به گوش مي رسيد گفت ما در چالوس هستيم و تا نوشهر راهي نمانده است. هوا كاملن تاريك شد ميثم متاجي و دوستان ديگر هم بودند ... ستار جانعلي پور، علي رضا فراهاني و يا سر متاجي عزيز كه از رشت مي آمد. ميثم با مهمان نوازي واقعن خستگي را از يادمان برد و همسر مهربان او مثل فرشته ي نجات، در حق همه ما خواهري كرد عجب شب خاطره انگيزي فرداي همان روز به جنگل هاي زيباي نوشهر رفتيم و دوربين محمد را با تمام تصاويرش در شهر زيباي نوشهر جا گذاشتيم . و بعد از كمي استراحت به بهانه جشنواره شعر "نيما " به راه افتاديم 27 تير ماه در خانه هنرمندان برنامه اي بود كه از قرار معلوم با كم لطفي مسئول سالن بتهوون برگزار نشد اما روزهاي خاطره انگيزي را در كنار هم سپري كرديم.

۲۰۰۹/۵/۳۰

چند عكس منتشر نشده از حسين منزوي






براي دريافت اندازه واقعي عكس ها كليك كنيد.

۲۰۰۹/۲/۵

چشم هايمان را باز كنيم


کنش و رفتار شاعرانه برای خواننده اهميت بسزايي دارد اين مهم از گذشته تا به امروز در نزد مخاطبان آگاه شعر، امري ضروري و غير قابل انكار بوده است. حیدر بیات در لحظه ها به شاعرانگی می رسد و همین قاعده كارنامه او را با دیگر شاعرانی که در این عرصه فعالیت کرده اند متمایز می کند. زبان ترکی به لحاظ خوش ساخت بودن دارای موسیقی و ساحت های تاویلی فراوانی ست ...

درطي چند دهه اخیر تمرکز شاعران علی رغم پتانسیل بالاي زبان تركي، معطوف به جبهه گیری و حواشي صنفی شد، باید خاطر نشان كرد این قاعده خسته كننده هنوز هم جاي مناقشه دارد، ولی این هنجار گریزی ها به سود ادبیات ما تمام نشد ظرفيت ها و عوامل بيولوژيكي از سويي... و سركوب روزنامه نگار و شاعر از سويي ، تمام علاقمندان را در بهتي سنگين فرو برد، و ادبیات ما به جای غنی شدن و معرفی در محافل ادبی نا خواسته پوشش سیاسی به خود گرفت و ما از آن ساحت عزیز که همانا یگانگی در ادبیات بود دور شدیم و ناگزیر به حواشی ادبیات پرداختیم. اين تمهيدات تكراري به گوش هر شنونده اي آشناست و زنجموره هاي دم مرگ است.

اما شاعران ترك زبان به خوبی دریافته اند، کم کاری کرده اند شعر امروز باید به زبان مردم نزدیک شود. باید ساده باشد نه ساده انگارانه ، شعر عرق ريزان روح در لحظات و ثانيه هايي مبهم است كه شاعر در تلالو تنهايي خويش به كلمات بي جان نقش مي دهد.

" آلما یولو"... موجبات لذت را درخوانندگان شعر امروز فراهم مي سازد، به راستي دراين قهقراي نا به سامان ادبي آن هم در بازار كساد شعر انتشار كتاب هايي از اين دست دلگرم كننده است شاعر در اين مجموعه كوشيده با معيارهاي ملموسي به سراغ شعر برود. رفتار شاعر و نگرش او به جهان پيرامونش نگاهي شاعرانه است ، گاهي شاعر تا آنجا به شعر آغشته مي شود كه التذاد خوانش متن ظاهر فريفته اي به خود مي گيرد و به دليل بن مايه هاي فلسفي به قرائت مكرر شعر مي انجامد و چنين مسئله اي گواه بزرگي براي موفقيت يك شاعر ترك زبان است.

گل قاپيني آچ / چوخداندير كي بو كوچه ...
بير دلي نين داشلانماسينا تامارزي لاييب آيي گورمه سم كي / دلي اولمارام ص 50


فرماليسم هاي روس در باره شعر تعريف زيبايي دارند ...به اعتقاد آنها شعر بيان انديشه اي ست به ياري تصوير ... حيدر بيات ، در اين مجموعه مي كوشد راهگشا باشد؛ چه در حوزه محتوا و فرم ... چه در حوزه انديشه و خيال ... تصويرها چنان بكر و تازه هستند كه با شاخصه هاي رمانتيسمي و بازي هاي زباني به اوج زيبائي مي رسند وهمين رويكرد ساده ، اما عميق به دليل قاعده افزايي به شعرهاي او حجم دو چنداني مي دهد و يكي از بارقه هاي مهم اين مجموعه توجه به توناليته زباني و پارادكسيكال كردن روند شعر، كه بيشتر جنبه روان شناختي دارد و تجربه هاي شاعر را به صورتي آشكار نمايان مي سازد.

آت لار گئتدي / قامچي لار كيمي اليميزدن / تپه ميز قالدي / قامچي ص 51

بيات در اغلب شعرها موضعي فلسفي دارد چناچه تمايل به بازي هاي زباني خواسته يا ناخواسته شعر او را بر پايه تاويل شكل مي دهند ، شاعر با زبان پيكار مي كند تا به انديشه اي عميق برسد و پر واضح است در چنين شرايطي شعر داراي ريتم دل انگيزي مي شود چرا كه استفاده به جا از واژه ها و شناخت ظرفيت آنها كمك شاياني به پيشبرد فضاهاي تمكين يافته خواهد كرد .

آي ديليم ! / ديليم ديليم اولان تيكه لرين / دنيز اولدوزلاري تك
هره سي بير ديل اولورلار / الدن اله دوشن اولكه لرين
كاغاذ جيزيق لارين پوزوب / هاميسي بير بير بير اولورلار


اغلب شعرهاي "آلما يولو" داراي زبان ساده اي هستند شاعر به اجزاي شعر نگرشي كاملن جزئي دارد و چنان بر لبه هستي راه مي رود كه گويي از جاذبه زمين واهمه اي ندارد گاهي شعرهاي بيات مرا به ياد ناظم حكمت مي اندازد به همين خاطر نگرش او را دوست دارم و فكر مي كنم اين كتاب جزو معدود كتاب هاي موفق در زمانه ماست.

۲۰۰۸/۱۱/۱۴

تازه‌ترين دفتر شعر گروس عبدالملكيان...
گروس عبدالملكيان شاعر جواني است كه در سال‌هاي اخير فعاليت خود روند رو به رشدي را طي كرده است. اغلب شعرهاي او در مجموعه <سطرها در تاريكي جا عوض مي‌كنند> كه به تازگي از سوي انتشارات مرواريد منتشر شده است، داراي حال و هواي مشخصي هستند. برخلا‌ف دو كتاب قبلي شاعر، مي‌توان در اين مجموعه پيشرفت او در حوزه زبان و رسيدن به فرم‌هاي دلخواه را شاهد بود.

به عبارتي، انديشه در مجموعه حاضر از خصيصه‌هاي قابل‌تاملي برخوردار است. بيشتر شعرها داراي نظام خاصي هستند و اجراي موفق شاعر در آنها مشهود است. شاعر با طنازي خاصي بن‌مايه‌هاي شعري را صيقل مي‌دهد و موتيف‌هاي گسترده‌اي را براي ارتقاي معنا به كار مي‌گيرد كه تاثير شگرفي در ادراك حقيقي شعر به وجود مي‌آورد. شايد يكي از دلا‌يلي كه شعر عبدالملكيان بر پايه تاويل شكل مي‌گيرد، مبتني بر همين امر باشد:

كليد بر ميز كافه جا مانده است/ مرد مقابل خانه جيب‌هايش را مي‌گردد/ آينده در گذشته جا مانده است.( ص 59)


از آنجا كه انديشه‌مداري در ادبيات كشورمان خاستگاهي مكنون دارد، فرآيند انديشه در به كارگيري صحيح نشانه‌ها در شبكه‌هاي مدلولي آشكار مي‌شود. شاعري كارنامه درخشان خواهد داشت كه به موازنه‌اي قابل قبول برسد، زيرا شعر هنري كلا‌مي‌است و بايد با اسلوب و شيوه‌اي خاص مستحيل شود. شاعر اين مجموعه در اغلب شعرها به اين مهم دست يافته است. نمودهاي تصويري و خلق فضاهاي تازه، فرصت‌هاي روشني را براي مخاطب به‌وجود آورده است. اين عقل شاعرانه را كه من از آن به عنوان اعتدال شاعرانه(Sapienza Poetic) ياد مي‌كنم، نشان از ذكاوت و ممارست گروس عبدالملكيان دارد كه براي رسيدن به ساختارهاي منسجم مي‌كوشد و اشكال روزمره را با تجربه‌اي ملموس به زبان شعر بيان مي‌كند:

هر روز پرده را كنار مي‌زنيم/ و خورشيد را در آسمان به خاطر مي‌آوريم/ تقصير مرگ نيست كه اين همه تنهاييم/ ما با دهان دودكش‌ها سخن گفتيم و/ واژه باران مصنوعي را چون كودكي ترسناك به دنيا آورديم/... / كبريت بكش/ تا ستاره‌اي به شب اضافه كنيم/ و خيره شو/ به مردمان تنهايي كه در آسمان سيگار مي‌كشند.( ص39) ‌


يكي از آسيب‌هاي شعر عبدالملكيان، نگرش كلي و دوري جستن از جزئيات جهان پيرامون خود است. انگاره‌هاي ذهني شاعر گاه به سبب نوجويي‌هاي معنايي به مفاهيم پيچيده‌اي رهنمون مي‌شود، به طوري كه از زيبايي و ظرافت‌هاي زباني شعر او مي‌كاهد و فضاهايي كه از پتانسيل مناسبي برخوردارند، آنقدر ذهني مي‌شوند كه رويارويي با عالم واقع به سهولت انجام نمي‌پذيرد. همچنين افراط شاعر در خلق فضاهاي بكر در بيشتر شعرها تاثير معكوس دارد و قاعده افزايي در فضاهاي متكثر رشد دوچنداني مي‌كند و تصويرهاي توليد شده از انتزاعي بودن رنج مي‌برند. ‌


در من صداي تبر مي‌آيد/ آه انارهاي سياه نخوردني بر شاخه‌هاي كاج/... در من فريادهاي درختي‌ست خسته از ميوه‌هاي تكراري/ من ماهي خسته از آبم.


بارقه‌هاي شعر غنايي (ليريك) در برخي از شعرهاي عبدالملكيان به تجربه‌هاي شخصي مي‌انجامد. حتي در تجربه‌هاي تازه‌اي كه شاعر از مكانيسم بصري استفاده مي‌كند، از حلا‌وتي كه بايسته است برخوردار نيست و لحن شاعر در بيشتر شعرها شبيه به همديگر و همچنين بسامد آوايي و ريتم آرام شعرها از يكنواختي نحوي برخوردار است.


از ماه لكه‌اي بر پنجره مانده است/ از تمام آب‌هاي جهان قطره‌اي بر گونه‌هاي تو/ و مرزها آنقدر نقاشي خدا را خط‌خطي كردند/ كه خون خشك شده، ديگر نام يك رنگ است.( ص24)


يكي از ويژگي بارز و قابل توجه شعر عبدالملكيان در طول سال‌هاي فعاليتش توجه به مضمون‌پردازي و حذف پرسوناي غيرمعقول در بطن اثر است. به همين دليل شعر او در پروسه‌اي شكل مي‌گيرد كه قابليت تاويل را به اقتضاي مركززدايي در حوزه زبان برجسته مي‌كند. ‌


دزدي در تاريكي/ به تابلوي نقاشي خيره مانده است.(ص38)


گزاره‌هاي خبري به ندرت در جغرافياي كلا‌م گروس عبدالملكيان ديده مي‌شود. نمونه‌هاي درخور و شگفت‌انگيزي را به لحاظ عاطفي در شعرهاي او مي‌توان مشاهده كرد كه در نوع خود تحسين‌برانگيزند و از نوستالژي مانايي برخوردارند. اين تجربه‌ها در دو كتاب اخير او نيز داراي بن‌مايه فلسفي و شاخصه‌هاي صريح رمانتيسمي‌ بوده و جزو تجربه‌هاي درخشان اين مجموعه نيز محسوب مي‌شود.



‌* انتشارات مرواريد، چاپ اول، 1387



۲۰۰۸/۱۱/۱۲

از دور دست هاي نزديك

مدتي ست با دوست به دل ديده اي آشنا شده ام اين دوست دير يافته ي همزبان سرآغاز بزرگي براي وعده هاي انساني ما شد، ياشار احد صارمي، شاعر و مترجم تواناي كشورمان كه در خارج از ايران زندگي مي كند كه اداره وبلاگ رندان و تمام دردسرهاي ما به عهده ي اوست، از طرفي شاعر ارزنده و مترجم منتقد تواناي كشورمان جناب عباس صفاري را ؛ از طريق ياشار عزيزم يافتم و توانستم با اين چند دُر گران بها در ارتباط باشم عباس صفاري يكي از شاعران محبوب و مورد علاقه ي من در طي اين سالها بوده در واقع دوكتاب " دوربين قديمي " كبريت خيس " را از اتفاق هاي نادر ادبيات معاصر مي دانم اين دو كتاب توانستند جايزه كتاب كارنامه را به خود اختصاص دهند ...
صفاري جنس كلام را مي شناسد و نگاه مخملي او نشان از توانايي هاي او در حوزه ادبيات است شعر او داراي شاخصه هاي حقيقي شعر است به تعبيربهتري ميتوان گفت صفاري ذاتن شاعر است دريغ و هزاران دريغ كه او خارج از ايران زندگي مي كند؛ در اين قهقراي ادبي ترجمه ها و شعرهاي صفاري فرصتي ناياب است اخيرن انتشارات آهنگ ديگر مجموعه اي از ترجمه هاي صفاري را با عنوان "ماه و تنهايي عاشقان " را منتشر كرد، به عموم علاقمندان خواندن اين كتاب را توصيه مي كنم اين ترجمه ها به اشعار زنان ژاپن اختصاص دارد و داراي زيبايي ها و تفكرات بكر شاعران شرق است براي دريافت اين كتاب مي توانيد با شماره 88897970_ 021 تماس بگيريد. كساني كه كبريت خيس را خوانده اند به روشني مي دانند اين مجموعه اتفاق تازه اي در ادبيات معاصر ماست تلفيق ژانرهاي ادبي رويداد تازه اي در قرائت شعرهاي صفاري ست در واقع اين كتاب در ادامه سير تكاملي دوربين قديمي بوده شاعر با شناخت ظرفيت شعر و كلام قريحه خود را در كاركرد عناصر مختلف به كار مي گيرد، يكي از موثرترين شعر هاي اين مجموعه "راهنماي تدفين در بهشت زهرا" بود واكاوي شاعر در جغرافياي كلام و دست بردن به موازنه هاي معنايي و به هم زدن قاعده ها و عادت زدائي از يك امر واقع شعر را خواستني مي كند؛ضمن آرزوي سلامتي براي اين دو دوست ارزشمند اميدوارم هر لحظه نقش سازنده اي درادبيات ما داشته باشند.


۲۰۰۸/۱۰/۱۱

شکل گیری شعر دهه هشتاد در فضای مجازی

به نقل از روزنامه شماره 648
سه شنبه، 5 آذر ، 1387
شمس لنگرودي يكي از شاعران مستقل كشورمان كه تاريخ تحليلي شعر نو به قلم او نگاشته شده دهه بندي شعرمعاصر را رد مي كند آيا اين امر به مثابه ي
رد دستاورد هاي آن دهه پر فراز و نشيب است ؟
خب! با كمي تامل مي توانيم به اين سوال پاسخ قابل قبولي بدهيم شايد منظور شمس لنگرودي به عنوان كسي كه پيشنه ي شعر نوين ايران را مي شناسد رسيدن به دستاوردهاي مشترك است، نيما با دگرگوني وسيعي كه در سيماي ادبيات فارسي به وجود آورد جغرافياي وسيعي را در اختيار شاعران قرار داد كما اين كه ظرفيت هاي شعر نيمايي هرگز شكوفا نشد و ظهور شاگردان نيما در عرصه ادبيات باعث به وجود آمدن جريان هاي جديد شد كه تا به امروز اين صداها به گوش مي رسد،هر چند فروكش كرده باشند تاكيد نيما نزديك شدن به طبيعت كلام بود او در مقدمه اي كه در ابتداي"افسانه" مي نويسد خطاب به نسل جوان از يك ساختمان سخن مي گويد از ساختماني كه صداها توانسته اند به آن راه پيدا كنند و در حال گفتگو با يكديگر هستند اين سادگي در حقيقت به فراخور پيشينه ي شعر قدما، به لحاظ فيزيكي بيشتر قابليت همزاد پنداري را داشت و بزرگترين مزيت آن رهنمون شدن به ساختارهاي تازه بود كه نيما از آن به عنوان ساختمان ياد مي كند.

اما شعر دهه هشتاد بر خلاف چند دهه اخير در آرامشي سترگ به سر مي برد، تو گويي آرامش قبل از طوفان است بسياري از صاحب نظران دهه هفتاد را نقطه عطفي در تاريخ ادبيات ايران مي دانند از سويي ديگر تعدادي از طلايه داران ادب و فرهنگ فارسي به هيچ قيمت نمي توانند با دهه هفتاد كنار بييايند و اغلب شعرهاي دهه هفتاد را نوعي شكست سياسي شاعران مي دانند، زيرا هشت سال جنگ تحميلي مسير فكري شاعران را از دغدغه هاي سياسي و اجتماعي تهي كرد همان طور كه تجربه نشان داده است ادبيات هر كشوري دست خوش تحولات آن كشوراست همان اتفاقي كه در جنگ جهاني اول باعث به وجود آمدن دادائيست ها شد و اشعاري كه فرهنگ بورژوازی را به هزل مي گرفت، اما بايد پذيرفت دهه هفتاد نيز تبعات خود را داشت و رگه هايي از آن را حتي مي توانيم در نسل شعر دهه هشتاد ببينيم. دهه هفتاد براي بسياري از شاعران خوش يوم بود شايد به دليل مصادف شدن فعاليت آنها در اين دهه، در ثاني مشكلاتي كه شاعران جوان به لحاظ نشر كتاب با آن درگيرند به اين شكل نبود و همين قاعده باعث شد در هر كوچه و برزني شاهد نشر كتاب باشيم در گيري ژورناليستي كه بين شاعران به وفور ديده مي شد از براهني تا رويايي ... شايد يكي از علت هاي داغ بودن بازار دهه هفتاد بود ولي امروز صدايي به گوش نمي رسد حتي نجواهايي كه به گوش مي رسيد كاملن فرو كش كرده اند.از مشكلات نشر كتاب گفتيم شايد در خوش بيانه ترين شرايط شاعري بتواند هزار و صد نسخه از شعرش را به عموم علاقمندان هديه كند كه عموم اين علاقمندان همان شاعران هستند به هر حال اين شاعر كه در دهه هشتاد نفس مي كشد بايد هفت خان رسم را دوره كند تا بتواند از ارشاد مجوز بگيرد شايد در اين شرايط وبلاگ نويسي ملغمه ي شاعران نسل جوان است.همانطور كه مي دانيد ايران كشوري در حال توسعه است بنابراين با چند كليك مي توان تارنمايي شخصي خود را راه اندازي كرد و به گفت شنود با نسل هاي مختلف پرداخت امروزه روزنامه نگاران نويسندگان شاعران حتي دختر پنچ ساله اي كه به كمك پدر و مادر خاطرات كودكي خود را در يك صفحه مجازي ثبت مي كند تا خود را با مرور زمان همراه كند ...
امروزه وبلاگ نويسي يكي از دغدغه هاي شاعران دهه هشتاد است اگر به مرز بندي شعر معاصر اعتقاد داشته باشيم به سادگي درمي يابيم در قهقراي نا به سامان نشر كتاب وبلاگ نويسي دريچه تازه ايست كه در رهيافت رسالت خبر رساني از قوت ويژه اي بر خوردار است شاعران جوان اين جهان تازه را فتح كرده اند و بيرق سرخي را نيز بر فراز آن افراشته اند كه نشان از هوش و ذكاوت شعر جوان دارد شعر دهه هشتاد در ادامه شعر دهه هفتاد است ولي با ظرفيت هاي تازه اگر شاعراني را كه دچار آوانگارد زدگي شده اند، افراطي بنامم شايد به مذاق خيلي ها خوش نيايد ولي غرض اين كلمات جدي گرفتن شعر دهه هشتاد در حوزه وبلاگ نويسي و فضاي مجازي ست شاعراني كه ناچارند در اين فضاي نا شناخته خود را به تمكين برسانند و اين سرخوردگي را به هر نحوي جبران نمايند.